خاتمی را به فصاحت غزلی گفتم ناب
که نشانش همه جا و به همه کس بدهد
قیدکردم :نه توشاهی و نه ما شاعر مدح
تا مبادا صله ام جامه اطلس بدهد
کرده بودم به غزل یک دو کَرَت بیدارش
نکند تکیه به او هرکس و ناکس بدهد

**

دیده بانِ شرف و شوکت ایران باشد
خبراز فتنه ی این سقفِ مُقرنس بدهد
دشمنان را به حوادث ،چه صعود و چه نزول
نه مقدس بدهد فیض و نه اقدس بدهد
نقش ایمان و وطن در نظرش باشد پاک
سرو جان برسرِ این نقش مقدس بدهد

**

نه که بیگانه شو با وطن و حرمت دین
تای تقوا بگذارد به زنان دس بدهد
دست دادن به غزالان نه گناهی ست بزرگ
دست ترسم بدهد پا و به کرکس بدهد
نوجوانان وطن را به خیابان بکشد
هدیشان مخمصه در مخمصه محبس بدهد

**

طبع من از غزل گفته پشیمان شده است
برسانید به او: شعر مرا پس بدهد

مرتضی امیری اسفندقه




برچسب ها :
خاتمی ,  سید محمد خاتمی ,  فتنه 88 ,  سران فتنه ,  فتنه گران ,  امیری اسفندقه , 

موضوع :
جهان اسلام , فتنه 88 , جوانان , اسرائیل , رژیم صهیونیستی , آمریكا , دلنوشته های من , ماجرا های هاشمـــــــی , جنگ نرم , خبر , اخبار , هاشمی , خاندان هاشـــــــــمی , كـــــروبی , عبرت , آمریکا پایان خط ظلم , سران فتنه , انگلیس , آشوب در سایه ,